X
تبلیغات
متن های عشقولانه

متن های عشقولانه

بهار

بهار

چه زیبا می رسد بوی بهارت

خوشا آندم که می آید بهارت

بهارت باغ دل را می کند سبز

بشوید دیده را از غم بهارت

بهار آمد بهار آمد بهار است

کلام زندگی در کوهسار است

اسارت تا به کی وقت رهایی است

زمین آبستن پیکار نابی است 


برچسب‌ها: بهار
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 11:6  توسط علی  | 

کسی نیست !

کسی نیست !

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک


جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

این قافله از قافله سالار خراب است


اینجا خبر از پیش‌رو و باز پسی نیست

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش


دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست


من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما

آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست


آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست


امروز که محتاج توام، جای تو خالی است

فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست


در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه‌ی بودن ما جز هوسی نیست


برچسب‌ها: کسی نیست
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 11:5  توسط علی  |